شنبه 16 مهر 1393
ارتباط با ما : 7-32291620-051
Farhangi@aqr.ir
 

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم: هر کس بمیرد در حالی‌که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است. وسائل‌الشیعه/ج16/ص246

مسأله شناسی در فرایند مدیریت فرهنگی

سید حسن مددی موسوی

مروری بر اصول تربیت مسئله محور (قسمت دوم)

سبک زندگی و تربیتی غلط منجر شده است که ما حتی در تشخیص و شناسایی مسائل زندگی خود ناتوان باشیم. کودکان ما و حتی خود ما بر اساس مسائل موجود آموزش نمی بینیم. به همین دلیل است که آموزش ها بسیار سیال و فرار است و بسیار زود اثر خود را از دست می دهد. اگر جوان امروز یاد نگرفته است مسائلش را بشناسد، به دلیل رشد کردن در فضایی است که آموزش ها و مهارت های آن کمترین سنخیت را با مسائل زندگی دارد و یا حداقل ارتباط آن ها با مسائل به شدت گم و مبهم است؛ بنابراین تا زمانی که مسئله محوری در نهادهای تربیتی ما، اعم از خانواده و مدرسه و حتی دانشگاه تعبیه نگردد، فرزندان ما هیچ‌وقت قدرت فکرکردن و تصمیم‌گیری را آن طور که باید به دست نخواهند آورد. 
مروری بر اصول تربیت مسئله محور (قسمت دوم)
در تعریف سیستم مدارس و هر نهاد تربیتی دیگر باید طبیعت انسان در نظر گرفته شود. تربیت طبیعی مدلی مسئله محور و تربیتی است که معلم در آن نقش هدایت دارد و طی آن تنها وظیفه معلم راهنمایی برای رفع مسائل متعلم است و معلم را فاعل حل مسئله نمی داند. اگر همیشه در دهان کودک غذا گذاشته شود، توانایی طبیعی غذا خوردن را فرا نمی گیرد. به همین ترتیب اگر من به جای او فکرکردم، به جای او نگاه کردم دیگر او نمی‌تواند دقیق ببیند و فکر کند. از این منظر است که افراط در آموزش تجویزی و ابلاغ گونه مهارت‌های زندگی و امثال آن بزرگ‌ترین آفت‌هایی است که در سبک زندگی وجود دارد.
سبک زندگی و تربیتی غلط منجر شده است که ما حتی در تشخیص و شناسایی مسائل زندگی خود ناتوان باشیم. کودکان ما و حتی خود ما بر اساس مسائل موجود آموزش نمی بینیم. به همین دلیل است که آموزش ها بسیار سیال و فرار است و بسیار زود اثر خود را از دست می دهد. اگر جوان امروز یاد نگرفته است مسائلش را بشناسد، به دلیل رشد کردن در فضایی است که آموزش ها و مهارت های آن کمترین سنخیت را با مسائل زندگی دارد و یا حداقل ارتباط آن ها با مسائل به شدت گم و مبهم است؛ بنابراین تا زمانی که مسئله محوری در نهادهای تربیتی ما، اعم از خانواده و مدرسه و حتی دانشگاه تعبیه نگردد، فرزندان ما هیچ‌وقت قدرت فکرکردن و تصمیم‌گیری را آن طور که باید به دست نخواهند آورد.
تربیت مسئله محور اثر دیگری نیز دارد و آن امکان بروز و رشد استعدادهای ویژه فرد است. طبیعی است که هر انسانی در اموری قوی تر و در امور ضعیف تر باشد؛ اینکه ما مجال و توانایی حل مسائل را از کودکانمان دریغ می کنیم به این معنا است که اجازه بروز زمینه هایی را که او در آن ها برتر است نمی دهیم و در نتیجه خود کودک، خودمان و حتی جامعه و کل بشریت را از فایده و کارکردی که به واسطه شناسایی و پرورش استعدادهای طبیعی کودکانمان به دست می آمد، محروم می کنیم.
اما اگر بخواهیم برای رفع این نقیصه پیشنهادی داشته باشیم، در کنار اهتمام به تربیت طبیعی و مسئله‌محور باید از نیازسنجی نیز غافل نباشیم. موقعیت ما در مواجهه با مردم نیز دچار همان خطاهایی است که در بالا به بیان آن پرداختیم. ما به جای اینکه نیاز مردم را کشف و در جهت برآورده شدن آن گام برداریم به ایشان دیکته می کنیم که چه بخواهند و چه نخواهند.
مدل مشابه و موازی تربیت مسئله‌محور در مقیاس جامعه، برنامه ریزی نیازمحور است؛ به همین دلیل در ابتدای بحث به موضوع نیاز و فطری بودن نیاز پرداختیم. اقدام و برنامه ریزی فرهنگی وقتی مبتنی بر نیاز و مسائل مخاطب باشد، به مخاطب این امکان را می‌دهد که بیشترین ارتباط را با برنامه برقرار کند و طبعاً در این حالت اقدامات بیشترین اثربخشی را خواهد داشت. برنامه ریزی نیازمحور مبتنی بر الگوی طبیعی است و اساس حرکت طبیعت حرکت تدریجی و مرحله به مرحله است. در طب سنّتی اصطلاحی به نام «رودل» وجود دارد که بیشتر ما با آن آشنا هستیم. با استفاده از این اصطلاح می‌توان گفت شیوه ای که ما در اغلب موارد پیش می گیریم منجر به رودل فرهنگی و تربیتی فرزندان و مخاطبان ما شده است. رودل وقتی پیش می آید که بیش از نیاز و ظرفیت فرد به او مواد غذایی بخورانیم و این دقیقاً کاری است که در حوزه تربیتی و فرهنگی انجام می دهیم. تربیت، فرهنگ و اهداف تربیتی چیزی است که مانند ویتامین باید در لابه‌لای تجربه های حیات به فرد منتقل شود و مدل نیازمحور به بهترین وجه این مهم را به انجام خواهد رسانید. گفتنی است که در مکاتب تربیتی جدید این نکات مجدداً درج گردیده و برجسته شده است و اگر امروزه ما شاهد دبستان ها یا کودکستان هایی هستیم که بیش از آموزش و تخته و میز و نیمکت با وسایل بازی و زندگی و حتی اشیاء به‌ظاهر خطرناک آراسته شده است، به دلیل همین اهتمام به تربیت طبیعی و نیازمحور است



--------------------------------------------------------------------------
جهت دسترسی به سایر مطالب تخصصی با موضوع مسأله شناسی می توانید از آرشیو مربوطه در سایت دبیرخانه شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی به آدرس ذیل استفاده نمایید ↓
http://farhangi.aqr.ir/Portal/home/?news/409263/697106/

 
 
اصول تربیت مسئله محورمسئله شناسیدبیرخانه شورای عالی فرهنگیبسته های تخصصی فرهنگنشریه همگام 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
عبارات کلیدی:
امتیاز دهید
بیشتر بخوانید
بررسی برخی از مسائل «توزیع» در صنایع فرهنگی (2)
  • 1395/3/30 يكشنبه وحدت عماد بررسی برخی از مسائل «توزیع» در صنایع فرهنگی (2)
    دورانی که در آن زندگی می‌کنیم، زمانه شکوه و جلال ابزارهای ارتباطی و شکست جمود قالب‌های سنتی است. در افق چنین تحول شگرفی، محدودیت‌های فیزیکی برای ارسال یک نسخه کتاب کاغذی جهت تبلیغ یک مضمون دینی به دورترین نقطه از جهان، دیگر یک سؤال و ابهام چالش‌برانگیز نیست؛ چرا که با داشتن کوچک‌ترین شناسه مجازی از مخاطب (چه از خود او، چه از گروه‌هایی که عضو آنهاست، چه از پایگاه‌ها و شبکه‌های اجتماعی که به آنها سر می‌زند و چه و چه ...)، می‌توان نسخه مجازی کتاب مورد نظر را با امکاناتی بسیار بیشتر از آنچه در دنیای کاغذ و جوهر امکان‌پذیر است، به دستش رساند و فراتر از آن، تعاملی دوسویه را میان مبدأ ارسال پیام (فرستنده) و مخطبان کنش‌گرای امروز (گیرنده) برقرار کرد... و این خود آغاز نسل تازه‌ای از مبانی نظری و عملی در فرآیند تولید و توزیع پیام‌ها و محصولات فرهنگی است.
بررسی برخی از مسائل «توزیع» در صنایع فرهنگی (1)
  • 1395/3/23 يكشنبه وحدت عماد بررسی برخی از مسائل «توزیع» در صنایع فرهنگی (1)
    «توزیع»، کلید واژه سهل و ممتنعی است که (برخی از) اهالی مشاغل فرهنگی، آن را با افسوس فراوان جزء امور بدیهی قلمداد می‌کنند؛ چرا که معتقدند در چرخه ارتباط با مخاطب، «محتوا» حرف اول و آخر را می‌زند و در قیاس با آن، مرتبه اهمیت توزیع بسیار نازل‌تر است. صاحبان چنین دیدگاهی به‌طور نانوشته و غیررسمی، خود را متولی مستقیم توزیع محصولاتشان نمی‌دانند یا برای این بخش از فرایند، ایده و طرح و نظری ندارند. از نگاه آنها باید به اهالی فرهنگ حق داد که در پایان یک فرایند تولید سخت و با وسواس که در اوج فشارهای مالی و اجرایی؛ از ایده تا اجرا و چاپ و صحافی آن را همراهی می‌کنند، اصولاً حوصله، انرژی و ذوقی برای توزیع «محصول» برایشان باقی نماند. هرچند حقیقت این است که اگر آن حس و انگیزه و غیره باقی بماند، باز پای تخصص در این وادی جدید لنگ می‌زند. «محصول فرهنگی» غریبی که با هزار امید و آرزو و سیاست و هدف و چشم‌انداز به زیور طبع آراسته شده است، هیچ‌گاه به دست مخاطب هدفش نمی‌رسد.
تحلیلی بر قدرت های حاکم بر فضای مجازی (3)
  • 1395/3/16 يكشنبه مصطفی غفاری تحلیلی بر قدرت های حاکم بر فضای مجازی (3)
    پیش از انقلاب اسلامی، رسیدن به ایستگاه‌هایی از مسیر عزت که اکنون در آن هستیم و حتا به آن عادت کرده‌ایم، روزی دور از دسترس می‌نمود؛ آیا آن روز که بر سر امنیت مرزهای خود با دشمن بعثی می‌جنگیدیم، گمان‌مان بود که روزی تأمین امنیت عراق بدون حضور مقتدرانه ما ممکن نباشد؟! امروز نیز هماوردی با آمریکا و برتری بر آن در میدان مجازی شاید دور از محاسبات عقلِ عرفی به نظر آید. اما عقلی که سنت‌های الهی و تجربه‌های بومی را پشتوانه محاسبات خود دارد، امکان‌پذیری افق‌های دیگر را نشان می‌دهد. به‌ویژه اگر تدابیر بلندمدت ما برای این فضا بر دوش جوانان مومن انقلابی‌ای استوار باشد که ذخیره‌ای غنی از «حسِ عزت» دارند!
چرخه نشر / گفتگو با دکتر محمد شهری (3)
  • 1395/3/16 يكشنبه محمد افروغ چرخه نشر / گفتگو با دکتر محمد شهری (3)
    برخی از راهکارها جهت برون رفت صنعت نشر از مشکلات موجود عبارتند از: نیازسنجی جامعه‌ خوانندگان، آموزش مداوم ناشران و به ویژه ناشران بی‌تجربه و تازه‌کار، برخورد جدی وزارت ارشاد با پدیده شوم کتاب‌سازی همچنین با پدیده خود ناشری یا به اصطلاح وزارت ارشاد ناشر- مؤلف و حذف الزام ناشران از اینکه در سال چند عنوان کتاب چاپ کنند. فرض کنید ناشری با خون‌دل مجوز گرفته است و وزارت ارشاد به او می‌گوید باید این تعداد کتاب در سال چاپ کنید وگرنه پروانه نشرتان تجدید نمی‌شود. به نظر من این قاعده را باید حذف کنند. اگر یک ناشری یک یا دو عنوان کتاب در سال منتشر کرد ولی کتابش ارزشمند بود باید از او استقبال شود.
تحلیلی بر قدرت های حاکم بر فضای مجازی (2)
  • 1395/3/9 يكشنبه مصطفی غفاری تحلیلی بر قدرت های حاکم بر فضای مجازی (2)
    هیچ‌یک از کشورهای غربی که در جهان سکولار ممکن است شریک یا رقیب ایالات متحده به‌شمار روند، مستقلاً نمی‌توانند در نقش جایگزین «کدخدای مجازی» ظاهر شوند؛ اگر هم در آینده‌ای دور چنین شود، تغییر در اصل رابطه کانونی ـ پیرامونی این قدرت‌های مجازی رخ نخواهد داد؛ یعنی صورت مسأله همچنان برجاست و تنها جای آمریکا با ابرقدرت سکولار دیگری عوض خواهد شد. اما در این سوی دنیا، جایی که پرچم نظام اسلامی برافراشته شده و «سبک زندگی دینی» افق تمدن‌سازی نوین به‌شمار می‌رود می‌توان آفرینش جهان مجازی دیگری را با کانون متفاوتی انتظار داشت.
تبادل نظر کاربران
.
 

گفتگو(بایگانی)

دسترسی سریع

اشتراک بسته تخصصی فرهنگی


* پست الکترونیک
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر

نشریه همگام.

طرح های فرهنگی.

.
.