شنبه 16 مهر 1393
ارتباط با ما : 7-32291620-051
Farhangi@aqr.ir
 

امام جواد علیه‌السلام: من ضامن بهشت برای کسی هستم که قبر پدرم را در طوس زیارت کند و حق او را بشناسد.

همراه با اولین روز افتتاحیه نمایشگاه عکس خانواده شهید در نگارخانه رضوان

چشمت هنوز مانده به در، مادر شهید

اولین روز از نمایشگاه عکاسی مستند با موضوع خانواده شهدا است. چیزی تا آغاز نمایشگاه نمانده و دست‌اندرکاران دلسوز نگارخانه رضوان برای میزبانی از بازدیدکنندگان در تکاپو هستند. 
چشمت هنوز مانده به در، مادر شهید

امروز خیابان کوهسنگی 17، رنگ و بوی دیگری دارد. رنگ زلال اشک‌های مادران شهید سرزمینمان و شانه‌های خمیده ولی استوار پدران شهدا. امروز درخت‌های تنومند خیابان، از سروقامتان جبهه‌های نبرد حکایت دارند. در نمایشگاهی عکاسی با مضمون شهادت.

مستند اجتماعی و محدویت‌ها
از دانشجویانی که در حیاط نگارخانه در رفت و آمد هستند، سراغ مسئول پروژه را می‌گیرم و به اتاقی راهنمایی می‌شوم که مهدی زابل عباسی حضور دارد. استاد و راهنمای دانشجویان در پروژه‌ای دانشگاهی که منجر به افتتاح نمایشگاهی با موضوع خانواده شهدا شده است. این مدرس دانشگاه توضیحاتش را درباره نمایشگاه این‌طور شروع می‌کند: «این پروژه، مربوط به چهار دانشگاه و یک هنرستان است که طی دوره‌ای چهار ماهه انجام شده است».
زابل عباسی درباره شاخه مستند اجتماعی در عکاسی می‌گوید: «متاسفانه در خراسان رضوی، در حوزه عکاسی مستند اجتماعی محدودیت ایجاد کردیم و مستندهای عکاسی‌مان برمی‌گردد به موضوعاتی مانند تکدی‌گری و عکاسی خیابانی و... این در حالی است که اگر قرار باشد عکاسی، مستند اجتماعی کار کند باید با یک کلمه یک داستان بسازد. مدرس باید بتواند این کلمه را به یک کتاب تبدیل کند و مخاطب در این کتاب با روایت‌های مختلف مواجه ‌شود». وی خاطر نشان می‌کند: «مستند اجتماعی باید در لایه‌های اجتماع راه پبدا کند و فقط مختص چند سوژه مشخص نباشد».

یادگاری برای نسل‌های بعد
زابل عباسی برای دومین بار است که سوژه عکاسی دانشجویانش را خانواده شهدا مطرح می‌کند و اولویت را برای دانشجویان خود، پدر و مادر شهدا مطرح می‌کند. وقتی می‌پرسم چرا شهدا؟ با جدیت می‌گوید: «چون، یک ضرورت است». ادامه می‌دهد: «خیلی از این پدر و مادرها سنین بالایی دارند و ممکن است تا چند سال دیگر به علت کهولت سن فوت شده باشند و این تنها آثار هنری با ارزشی باشد که برای نسل بعد، باقی می‌ماند و از این منظر این کار، ارزشمند است».
وی یکی دیگر از دلایل انتخاب این سوژه را ارتباط نسل جدید با نسل گذشته می‌داند و می‌گوید: «دهه هفتادی‌ها، هیچ شناختی از این نسل ندارند و لازم است چنین ارتباطی ایجاد شود». این هنرمند عکاس ادامه می‌دهد: «ما این همه برای حفظ آرمان‌ها و ارزش‌هایمان شعار می‌دهیم. قطعا یکی از همین آرمان‌ها و ارزش‌ها، شناخت نسل جدید در قالب هنر با شهدا و خانواده‌شان است که باید این آشنایی با همکاری و راهنمایی اساتید صورت بگیرد».

عکاسی مستند و صمیمی
«اولویت کار برای من، ارتباط دانشجو و صمیمت او با خانواده شهدا بود». این را زابل عباسی می‌گوید و ادامه می‌دهد: «متاسفانه ضعف بچه‌ها عدم ارتباط بود و همین، کار را سخت می‌کرد. تا این ارتباط برقرار نمی‌شد آثار خوبی ارائه نمی‌شد و من تمام تلاشم را می‌کردم تا دانشجو این ارتباط را ایجاد کند. بارها دانشجو را در طول ترم به خانه شهید می‌فرستادم». بعد از مکثی کوتاه می‌گوید: «یادم است یکی از دانشجویانم عکسی از پدر شهید با لباس رسمی گرفته بود. با دیدن عکس بلافاصله فهمیدم صمیمیتی که باید، ایجاد نشده که این پدر شهید، اینطور رسمی نشسته است. از دانشجویم خواستم دوباره برای عکاسی برود». ادامه می‌دهد: «وقتی آن‌ها چندین بار به منزل خانواده شهدا می‌رفتند، باعث می‌شد، پدر و مادر از شهیدشان صحبت ‌کنند و وصیت‌نامه‌ فرزندشان را نشان ‌دهند و بین عکاس و سوژه صمیمیت به وجود می‌آمد.
این آثار در قالب رپورتاژی(سه عکس در قاب یک تابلو) ارائه شده که باعث ایجاد روایتی داستانی می‌شود». وقتی از کیفیت آثار نمایشگاه می‌پرسم می‌گوید: «چون دومین بار است این پروژه را انجام می‌دهم، قطعا تجربیاتمان بیشتر شده و کارها کیفیت بهتری نسبت به دوره قبل دارند».
تکنیک در کارها برای این مدرس دانشگاه، رضایت‌بخش است و عقیده دارد: «قطعا قبل از اینکه سوژه به بچه‌ها داده شود تمام آن‌ها با فنون و تکنیک‌های عکاسی آشنا بودند. نکته قابل توجه در عکس‌های مستند ایزو100 و عمق میدان است که به وضوح در کارها دیده می‌شود. در بیشتر آثار، از نور طبیعی استفاده شده و عکس‌ها فاقد نویز هستند». این استاد راهنما با اشاره به سختی کار تاکید می‌کند: «این پروژه‌ که برای دانشجویانم در نظر گرفتم، قطعا جزء سنگین‌ترین پروژه‌های مستند اجتماعی است و مطمئنا بر کارهای هنری‌‌ دیگر آن‌ها تاثیر به سزایی دارد».

اولش سخت بود
درِ نمایشگاه، راس ساعت 17 باز شده و با سالنی که در آن ‌63 اثر از عکاسان سه دانشگاه و یک هنرستان به نمایش در آمده و در نهایت 65 اثر آن کتاب شده است مواجه می‌شویم. عکس‌های آویخته به دیوارها هر کدام روایت خود را دارند. تنها نقطه مشترک در عکس‌ها قاب عکس شهدایی است که دیگر هیچ‌کدامشان نیستند. دیوارهایی که روی آن قاب عکس‌ها قرار گرفته است، بوی تازگی می‌دهند و در هر کدام سه عکس جا گرفته است. این عکس‌ها هر یک، روایت‌گر داستانی حماسی است. بازدیدکنندگان با دقت به عکس‌ها نگاه می‌کنند.
در قاب عکسی، پیرزنی نیم‌رخ نشسته است و فقط شال سفیدش دیده می‌شود. تمام رخ پیرزن در قاب آینه‌ای است که روی طاقچه پشت پنجره جا خوش کرده و کنار آن عکس کوچکی از پسرش به چشم می‌خورد.
فرزانه نوروزی دانشجوی رشته گرافیک و صاحب ‌‌6 عکس در دو قاب این نمایشگاه، با اشتیاقی وصف‌ناشدنی می‌گوید: «اولین بار است در نمایشگاه گروهی شرکت می‌کنم. اولش خیلی سخت بود و فکر می‌کردم شاید نتوانم انجام دهم ولی بعد از اینکه ارتباطم با خانواده شهید بیشتر شد ایده‌های بهتری به ذهنم می‌رسید و بالاخره توانستم عکس‌هایی را که مد نظر داشتم بگیرم. به نظرم تجربه خوبی بود».

تنهایی مادر
 امید غفوری با دوستانش در حال گپ و گفت است. رشته‌اش گرافیک است و سه عکس در یک قاب از او به نمایش در آمده است. می‌گوید: «برای یک عکس چندین بار به خانه شهید رفتم و با مادرش صحبت کردم. در رفت و آمدهایی که داشتم متوجه شدم شهید، تنها فرزند پسر خانواده بوده است. چیزی که کاملا مشهود بود،" تنهایی مادر" بود که دوست داشتم در عکس‌هایم دیده شود و با راهنمایی استادم، موفق شدم آن را نشان دهم».

عکس‌هایی تامل برانگیز
با موهای جو گندمی‌اش به عکس پیرمردی خیره شده که با عرق‌چین سبزش سجده کرده و کنار جانماز خود عکس کوچکی از فرزندش را نگهداری می‌کند. می‌گوید: «سلیمان خزایی هستم. از شهروندان مشهدی». او‌30 سالی است که عکاسی می‌کند و درباره عکس‌های نمایشگاه عقیده دارد: «این عکس‌ها مخاطب را به فکر وا می‌دارد. ما از این دست نمایشگاه‌ها کم داشتیم و به قول استاد زابل عباسی، کاری است که در آینده شاید نداشته باشیم و قطعا نمایشگاهی است که علاوه بر هنری بودن ارزشی هم است».

میراثی گرانبها
علی وقاری، عضو هیئت مدیره انجمن عکاسان نیز در خصوص برگزاری نمایشگاه می‌گوید: «به دلیل اینکه شهدا و خانواده آن‌ها جزء میراث ما هستند، پرداختن به این سوژه خوب است و به نظر من جا دارد که عکس‌ها به سمت حضور این افراد در اجتماع هم برود». این مقام مسئول، کیفیت آثار را با توجه به دانشجویی بودن نمایشگاه، خوب اعلام می‌کند.

سنگ صبور
نمایشگاه حالا شلوغ‌تر شده و مملو از بازدیدکنندگان و علاقه‌مندان به هنر عکاسی است. آن‌ها که دسته‌دسته آمده‌اند تا از تک‌تک عکس‌های هر قاب، قصه‌ی عشق و دلدادگی بخوانند. سال‌ها رنج انتظار را در سپیدی موی یک مادر و چین و چروک صورتش ببینند و شاید با دیدن تصویر شکسته‌ی او در قاب عکس، زیر لب زمزمه کنند: «ای غمگسار مرگ پسر مادر شهید... سنگ صبور خوب پدر مادر شهید... هرچند گفته‌اند که در خون تپیده است... چشمت هنوز مانده به در مادر شهید... خم می‌کند زمانه کمر را ز درد و غم... چون کوه استوار مگر مادر شهید... بی قامت رشید پسر هم جهنم است... هر جا شود بهشت اگر مادر شهید... پر می‌کشد دلت که ببینی‌ش یک نظر... هر وقت آورند خبر مادر شهید... آری زبانزد است شهیدت به خود ببال... عمرت نرفته است هدر مادر شهید...»(شاعر: حسن امتحانی)

گزارشگر: ریحانه بناءزاده 
 
 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
عبارات کلیدی:
امتیاز دهید
بیشتر بخوانید
تبادل نظر کاربران
.
 

گفتگو(بایگانی)

دسترسی سریع

اشتراک بسته تخصصی فرهنگی


* پست الکترونیک
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر

نشریه همگام.

طرح های فرهنگی.

.
ثبت نام طرح خادمياران نوجوان رضوي»
فراخوان ايده هاي خلاقانه خدمت به امام رضا عليه السلام
وقف و نذر
.