شنبه 16 مهر 1393
ارتباط با ما : 7-32291620-051
Farhangi@aqr.ir
 

امام جواد علیه‌السلام: من ضامن بهشت برای کسی هستم که قبر پدرم را در طوس زیارت کند و حق او را بشناسد.

مروری بر صنایع‌ فرهنگی آستان‌ قدس‌ رضوی

نگاهی مدیریتی

ابتدا باید دانست که مفهوم «صنایع‌ فرهنگی»  با آنچه که «صنعت فرهنگ»  خوانده می‌شود متفاوت است. صنعت فرهنگ سویه‌های منفی دارد در حالیکه صنایع‌ فرهنگی، این‌چنین نیست. 
نگاهی مدیریتی

تعریف «صنایع‌ فرهنگی» در سال‌های اخیر سبب ایجاد بحث و جدل‌های فراوانی شده است هر چند که این سلسله مباحث ناامید کننده‌اند. چرا که برای تعریف آن مدل‌های تئوریک یا سیاستی کمی وجود دارد. 
صنایع‌ فرهنگی در ابعاد تجربی شیوع دارند اما از ضعف تئوریک برای تعریف آنها رنج می‌بریم. این تعریف خاصه در زمانه‌هایی که معناهای فرهنگ، اقتصاد و جامعه عوض می‌شود، سخت‌تر هم می‌شود. همچنین پویایی محصولات فرهنگی تعریف آن را مشکل ساخته است. صنایع‌ فرهنگی امری است که به صورت استقرایی جمع شده است و اول در بیرون مشاهده کرده‌ایم و سپس نام صنایع‌ فرهنگی را روی آن گذاشته‌ایم. بنابراین می‌تواند در مصادیق رو به گسترش باشد و یا چنانچه در جامعه‌ای یک امر «فرهنگ» نبود، پس لفظ صنایع‌ فرهنگی را هم نمی‌توانیم بر آن بار کنیم.
صنایع‌ فرهنگی عمیقا با عدد و رقم (آمار) مرتبط است و به شدت هم با مفهوم «بیرونی» بودن و «هنری» بودن یک کالا در ارتباط است و بسیار هم جنبه‌ مالی و اقتصادی به خود گرفته است. صنایع‌ فرهنگی با درآمد ناخالص ملی ارتباط دارد و می‌تواند آن را افزایش دهد. چیزی که می خواهد جزو صنایع‌ فرهنگی به شمار آید، باید ملموس باشد؛ لذا یک فکر به تنهایی، صنعت فرهنگی نیست. همچنین باید قابلیت بازسازی و بازتولید را داشته باشد. 
به دلیل راحت‌تر بودن تعریف محصول هنری، نوعا صنایع‌ فرهنگی را هم به کالاهای فرهنگی و هنری تعریف می‌کنند و خیلی وقت‌ها آنها را معادل هم در نظر می‌گیرند .
صنایع‌ فرهنگی با تولید انبوه یک کالای هنری یا نمادین ارتباط دارد و چون با مسائل اقتصادی در ارتباط است باید شایستگی پرداخت مالی از طرف مردم را داشته باشد. اما این پرداخت‌های مالی با آنچه که در صنعت فرهنگ به صورتی منفی از آن یاد می‌شود تفاوت دارد. چرا که صنعت‌ فرهنگ را مرتبط با کمپانی‌های بزرگ و مناسبات سرمایه‌دارانه می‌دانند اما صنایع‌ فرهنگی مرتبط با «مردمی‌شدن» فرهنگ است. در حقیقت در اثر انتقادهایی که از «صنعت فرهنگ» شده، نسخه‌ی «صنایع‌ فرهنگی» تجویز شده است.

سیاست‌گذاری در صنایع‌ فرهنگی آستان‌قدس‌رضوی:
سیاست‌گذاری امری دولتی و حاکمیتی است و برای حل یک مشکل یا مسئله‌ اجتماعی انجام می شود. آستان‌ قدس‌ رضوی هم به عنوان نهادی حاکمیتی و با داشتن زیر مجموعه‌های فراوانی که در صنایع‌ فرهنگی فعالند برای این صنایع اقدام به سیاست‌گذاری می‌کند تا دست کم به دو دسته از مسائل اجتماع پاسخ دهد. یکی مباحث حوزه‌ اقتصادی (همچنان که پیشتر از افزایش تولید ناخالص ملی توسط صنایع‌ فرهنگی یاد شد) و دیگری مباحث حوزه فرهنگی و وظایف حکومت اسلامی در این خصوص.
در حوزه  مباحث اقتصادی، صنایع‌ فرهنگی آستان‌ قدس‌ رضوی این قابلیت را خواهند داشت که در صورت توسعه‌ کمی صنایع فرهنگی، اشتغال‌آفرین و ثروت‌آفرین شده و بخشی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی ناشی بیکاری و فقر را چاره کند و با توسعه‌ی کیفی، اعتلای بخش فرهنگ دینی و فرهنگ عمومی درون کشور باشد. همچنین با شناخت فرهنگ‌های غیرایرانی و تولید محصول با توجه به زبان فرهنگی- تمدنی آنها، می تواند جامعه هدف خود را ورای مرزهای ایران تعریف کند و در بعد بین‌المللی هم موثر باشد؛ همچنان که در حکم رهبر انقلاب به تولیت جدید آستان قدس، بر این مهم تأکید شده است.
اما این توسعه ی کمی و کیفی به چه نحوی باید عملیاتی شود؟ آیا باید از سیستم مدیریت دولتی سنتی به معنای انجام همه‌ کارها توسط دولت (به معنای حاکمیت) بهره گرفت؟ برای تبیین این رویکرد و تفاوت آن با رویکرد پیشنهادی، تبیین دو پارادایم در مدیریت دولتی ضروری به نظر می‌رسد.

پارادایم دولت و پارادایم حکمرانی 

در پارادایم دولت، که متعلق به اوائل قرن بیستم است، برنامه‌ریزی بر پایه‌ عقلانیتی جامع دیده می‌شد که در آن، مشکلات به صورت علمی تحلیل شده و راه‌هایی برای حل آنها تحت عنوان برنامه پیشنهاد می‌شود. بر پایه این نظریه، برنامه‌ریزان افراد نخبه‌ای هستند که هدف‌گذاری می‌کنند و بدیل‌ها و پیامدهای هر تصمیم را در نظر می‌گیرند. اندیشمندان زیادی این پارادایم را مورد نقد قرار داده و بر این ایده هستند که این نحوه‌ی برنامه‌ریزی، در روزگار جدید به دلیل حضور بیشتر مردم در تصمیم‌گیری و عمل امکان‌پذیر نبوده و دولت‌ها باید به رویکردهای مردم‌گرایانه‌تر حرکت کنند. در حقیقت برنامه‌های مبتنی بر عقلانیت (بالا به پایین) به دلیل اهمیت یافتن مشارکت شهروندان در فرایند برنامه‌ریزی، با نقدهای جدی مواجه شده است.
در مقابل هم پارادایم حکمرانی وجود دارد که از ایده‌ حکمرانی برنامه‌ریز (به عنوان یک کارشناس فنی و نخبه) فاصله گرفته و به حکمرانی برنامه‌ریز به عنوان یک تسهیل‌کننده توجه کرده است و وظیفه‌ی حکمرانی را ایجاد مشارکت بین بخش عمومی و خصوصی و استفاده از ظرفیت آنها برای رسیدن به جامعه‌ی بهتر تعریف می کند.
در‌ پارادایم دولت، وظیفه‌ دولت، انجام کارها و ارائه‌ خدمات است در حالی که در پارادایم حکمرانی، وظیفه‌، راهبری جامعه است

آستان‌ قدس‌ رضوی و مدیریت صنایع فرهنگی
آستان‌ قدس‌ رضوی با دارا بودن ظرفیت‌های فراوان در عرصه‌هایی چون کتاب، روزنامه و مجلات، هنرهای تجسمی، هنرهای دیداری- شنیداری و غیره، امکان کم نظیری را در دو بعد یاد شده‌ در صنایع فرهنگی یعنی «اقتصاد» و «فرهنگ» دارا می‌باشد. استفاده‌ی بهینه‌ از این ظرفیت‌ها بر اساس متدها و رویکردهای جدید مدیریتی می‌تواند بهره‌وری آستان قدس را از این ظرفیت‌ها بالاتر برده و تسهیل‌کننده‌ نیل به اهداف دو گانه‌ی «اقتصادی- فرهنگی» آستان‌ قدس‌ رضوی باشد. 
با توجه به بهره‌گیری صنایع فرهنگی آستان از وقف که معادل مردمی‌بودن سرمایه‌ اولیه این صنایع است می‌توان در مدیریت عملیاتی آن هم از پارادایم دولت فاصله گرفت و به پارادایم حکمرانی متمایل شد. کمترین فایده‌ی این گذار پارادایمی، کاهش هزینه‌های مدیریت این صنایع و بهره‌گیری از استعداد و ظرفیت عامه برای نوآوری در آنها است. ورود ظرفیت عامه در امر اداره‌ عملیاتی صنایع فرهنگی آستان‌ قدس‌ رضوی، مانع از روزمره شدن آن به جهت فضاهای کارمندی- اداری می‌شود و همواره سایه‌ نوآوری، تحرک و زایایی را بر سر این صنایع مستدام می‌دارد. این مهم می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های نذر و وقف در حوزه‌هایی نظیر تولید محتوای فرهنگی دست‌یافتنی باشد.
در حقیقت حضور عامه‌ی مردم در تولید محصولات فرهنگی آستان‌قدس‌رضوی سبب می‌شود تا هیچگاه فاصله‌ای گفتمانی میان سپهر اندیشه‌ای مردم و مسئولین فرهنگی آستان قدس بوجود نیاید. همچنان که گفته می‌شود «محیط سازمان، محیطی متغیر و پویا است و سازمان مجبور است برای بقا و حفظ مشروعیت خود، به آنها پاسخ دهد». بهترین راه این پاسخگویی هم در هم‌آمیزی سازمان‌ آستان‌قدس‌رضوی با جامعه‌ی مخاطبین صنایع فرهنگی است. تجربیات پیشین نظام در عرصه‌ تولیدات فرهنگی- رسانه‌ای هم این تحذیر را می‌دهد که در صورت عدم همجوشی مردم و مسئولین در امور فرهنگی، گاه تولیدات رسانه‌ای و هنری، صرفا پاسخ‌دهنده‌ به دغدغه‌ی مسئولین ذیربط و یا در جهت بیلان‌سازی‌های رسمی-اداری خواهد بود و نه تأمین‌کننده‌ی نیازهای فرهنگی مردم. این مهم، خود می‌تواند موجد فاصله میان فعالان فرهنگی و مردم شده و در ادامه با عدم پاسخگویی به نیازهای فرهنگی مخاطبین، پدیده‌ «ولنگاری فرهنگی» ایجاد و یا تشدید شود.
بهره‌گیری از توان مردمی در تولید محتوا در صنایع فرهنگی آستان‌ قدس‌ رضوی البته نیازمند راهبری‌های مدیران فرهنگی آستان است. برای هماهنگی بیشتر در این راهبری هم پیشنهاد می‌شود تا حوزه‌ی فرهنگی آستان قدس متمرکز شود. 

منابع:
O’Connor, Justin:The Definition of ‘Cultural Industries,Manchester Institute for Popular Culture, http://www.pedrobendassolli.com/pesquisa/icc1.pdf
پهلوان، چنگیز (1390) فرهنگ شناسی؛ گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن، چاپ سوم، تهران: نشر قطره.
پین، مایکل ترجمه یزدانجو، پیام (1382) فرهنگ اندیشه انتقادی؛ از روشنگری تا پسامدرنیته، چاپ سوم، تهران: نشر مرکز.
دانایی فرد، حسن و همکاران (1392) ظرفیت خط مشی گذاری عمومی: کلید توسعه یافتگی ملی، انتشارات صفار، تهران.
قلی‌پور، رحمت‌الله (1392) تصمیم‌گیری سازمانی و خط‌مشی‌گذاری عمومی، چاپ‌چهارم، تهران: انتشارات سمت.
هورک هایمر، ماکس و آدرنو، تئودور ترجمه فرهادپور، مراد (1386) صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه فریب توده ای،ارغنون، شماره 18، چاپ دوم، صص 35-83. 
 
نگاه_مدیریتی ، صنایع_فرهنگی ، صنعت_فرهنگی ، نشریه_همگام ، آستان فرهنگ ، سازمان_فرهنگی_آستان_قدس_رضوی 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
عبارات کلیدی:
امتیاز دهید
بیشتر بخوانید
تبادل نظر کاربران
.
 

گفتگو(بایگانی)

دسترسی سریع

اشتراک بسته تخصصی فرهنگی


* پست الکترونیک
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر

نشریه همگام.

طرح های فرهنگی.

.
فراخوان ايده هاي خلاقانه خدمت به امام رضا عليه السلام
وقف و نذر
.