شنبه 16 مهر 1393
ارتباط با ما : 7-32291620-051
Farhangi@aqr.ir
 

امام رضا علیه‌السلام: روز مباهله مزیتی است که هیچ کس در آن بر اهل بیت علیهم‌السلام پیشی نگرفته است. عیون اخبارالرضا

بازخوانی سیاست‌های فرهنگی آستان قدس رضوی و بررسی سناریوهای پیشنهادی در میزگردی با حضور کارشناسان و متخصصان حوزه فرهنگ

سیاست‌های فرهنگی آستان قدس رضوی

آسیب‌شناسی سیاست‌ها و رویکردهای فرهنگی آستان قدس رضوی و بررسی راهبردهای پیشنهادی برای نیل به اهداف ترسیم شده در حکم انتصاب تولیت معظم آستان قدس، از جمله موضوعات مطرح شده در میزگردی است، که با حضور کارشناسان فرهنگی برگزار گردید. بخشی از این گفت‌وگوی تفصیلی را در ادامه می‌خوانیم. 
سیاست‌های فرهنگی آستان قدس رضوی

در این گفتگو به دنبال بررسی رویکردهای پیشنهادی برای سیاست‌گذاری فرهنگی در آستان قدس رضوی در دوره جدید هستیم. با این نگاه ابتدا لازم است مروری بر مجموعه اقدامات فرهنگی آستان قدس در گذشته داشته باشیم و از این رهگذر به بایسته‌ها و راهبردهای مسیر پیش رو برسیم. با این توضیح اقدامات گذشته این آستان در عرصه فرهنگی را چگونه تحلیل می‌فرمایید؟


سیدوحید موسویان: در تحلیل و ارزیابی روند مدیریت آستان قدس رضوی نکاتی را باید مد نظر داشت. نکته اول این که آن‌چه در این آستان مقدس در طول سالیان قبل، گذشته است به نوعی تابعی است از آن چه در روند تحولات مدیریت فرهنگی کشور گذشته است. آستان قدس را نمی‌توان چه از منظر تأثیر و چه از منظر تاثر جدا از فرآیندها و نظام فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد. با این رویکرد باید گفت همان گونه که ساختارها، سیاست‌ها وعملکردها در فضای فرهنگی کشور راضی‌کننده نیست، در آستان قدس هم همین مشکل وجود دارد. به عبارت دیگر من معتقدم همان‌گونه که در عرصه فرهنگی در فضای عمومی کشور به تعبیر رهبری دچار ولنگاری فرهنگی هستیم، در آستان قدس هم تا پیش از این با این معضل روبرو بوده‌ایم. در این آسیب‌شناسی هم مسئله و مواجهه اصلی نیروی انسانی است. بعد به سیاست‌ها، ساختارها و برنامه‌ها می‌رسیم. نقد اصلی ما به نیروی انسانی است که محور همه تحولات است. در همه عرصه‌ها مسئله اصلی و مبنایی نیروی انسانی است. برای مثال باید گفت جنگ را نیروی انسانی ما پیش برد. در حال حاضر تدبیر رهبری در حوزه فرهنگی تشکیل جبهه فرهنگی مردمی است. ظرفیت مردمی است که جشنواره عمار و شبکه افق و مؤسسه اوج را راه انداخته است. البته باید توجه داشت عملکرد فرنگی آستان قدس در گذشته به طور یکسان نبوده بلکه در سال‌های اخیر به مراتب بهتر شده است. برای مثال در سال‌های اخیر مدیرانی انقلابی و به روز در آستان قدس حضور پیدا کرده‌اند. التبه همین افراد در بستر سیاست‌های گذشته عمل می‌کردند. برای مثال من سال گذشته یک شماره از همین نشریه را دیدم و باورم نمی‌شد آستان قدس چنین محصولی تولید کند. ولی برای انجام این اقدامات دیر شده بود. نکته دیگر این که در تحلیل و ارزیابی گذشته آستان قدس باید ناظر به واقعیت‌ها و ظرفیت‌ها صحبت کرد. اگر بخواهیم ناظر به ظرفیت‌ها صحبت کنیم، به توجه به آن چه آستان قدس در اختیار داشته از چاپخانه گرفته تا انتشارات، از مدرسه تا دانشگاه و غیره باید گفت آستان قدس از جمله نهادهایی است که نمره پایینی می‌گیرد و قطعا نمره قبولی نمی‌گیرد. البته در حوزه سخت‌افزار کارهای خوبی انجام گرفته است ولی از آن جا که فرهنگ نرم افزار است، باید گفت مؤلفه گسترش سخت‌افزاری در این تحلیل قابل اعتنا نخواهد بود و معادله ما را تغییر نمی‌دهد.
 بنابراین می‌توان گفت در دوره گذشته، در حوزه فرهنگی آستان قدس به تبع وضعیت فرهنگی در کشور ما شاهد نوعی ولنگاری فرهنگی بودیم. نقطه محوری در این مسئله هم نیروی انسانی است. اساسا راهبرد اسلام ناب و انقلاب اسلامی انسان محور است و اگر بخواهیم در حوزه فرهنگی و حتی در سطح کلان آستان قدس بخواهیم به سمت تحول حرکت کنیم، باید یک انقلاب انسانی داشته باشیم. به این معنا که اجرای سیاست‌های جدید فرهنگی در آستان قدس با نیروی انسانی قدیم در رده مدیریتی امکان پذیر نیست. دلایل مختلفی هم برای این مسئله می‌توان بیان کرد. از جمله این که این رده مدیریتی مجری سیاست‌های غلط گذشته بوده و با این سیاست‌ها سازگاری داشته و مشکلی نداشتند در نهایت هم می‌توان گفت این افراد اگر ایده‌ای داشتند تا کنون عمل کرده‌اند و دلیلی برای تداوم حضورشان وجود ندارد.  
اگر از منظری که بیان شد به تحلیل آستان قدس بپردازیم، نیازی نیست به بررسی نهادها، مؤسسات و رویکردها بپردازیم. چرا که محور این تغییر و تحولات یعنی نیروی انسانی اسلامی، چنانچه شکل بگیرد، سلسله مراتب اصلاح و تغییر که عبارت است از انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی و غیره را شکل می‌دهد. من معتقدم نهادها، برنامه‌ها و سیاست‌ها از مدیران و مجریان جدا نیستند. اگر صرفا به نقد نهادها و برنامه‌ها بپردازیم اشتباه کرده‌ایم. آدم ها بوده‌اند که این برنامه‌ها و سیاست‌ها را طراحی کرده‌اند. باید این مؤلفه‌ها را یک کل واحد دانسته و کار را از محوری‌ترین مؤلفه که نیروی انسانی است شروع کنیم.

رمضان‌علی ایزانلو: من معتقدم مرحوم آیت‌الله طبسی در گذشته نگاهی انقلابی در سیاست‌گذاری فرهنگی اعم از آموزش، پژوهش، هنر و غیره در آستان قدس داشتند. برای مثال در تأسیس دانشگاه امام رضا علیه‌السلام  هدف ایشان تربیت نیروی متخصص و متعهد بوده است. اما به نظرم این نقد وارد است که مدیران و بنده آستان نتوانستند این اهداف و سیاست‌ها را به خوبی محقق سازند. برای مثال در دورده مدیریتی قبل در یکی از جلسات شورای عالی فرهنگی که با موضوع مدارس امام رضا برگزار می‌شد، پس از گزارش مفصل مدیرعامل وقت از اقدامات عمرانی و ساخت و سازهای مربوطه تولیت فقید فرمودند شما بهترین نقطه را انتخاب و ساخت و ساز را به خوبی انجام داده‌اید، بفرمایید چه برنامه‌ای برای تربیت این دانش آموزان دارید؟ این مدرسه چه خروجی خواهد داشت؟ با این حال پاسخ روشنی در این زمینه ارائه نشد. به طور کلی نگاه و رویکرد تولیت فقید در حوزه فرهنگی آستان قدس ترویج فرهنگ دینی و تربیت دینی در کلیه زمینه‌های هنری، آموزشی، پژوهشی، ورزشی، رسانه و غیره بود. اما الزاما مدیران حوزه فرهنگی این نگاه را دنبال نمی‌کردند و بیشتر بر اساس ذائقه و سلیقه خود عمل کردند. به گونه‌ای که می‌توان گفت در عرصه فرهنگی یک روح واحد در آستان قدس حاکم نبود. در حالی که با ظرفیت عظیم آستان قدس در عرصه‌ها مختلف فرهنگی باید شاهد یک هم افزایی تأثیرگذار در کشور می‌بودیم. برای مثال با وجود کتابخانه مرکزی آستان قدس با بیش از دو میلیون جلد کتاب، در دانشگاه علوم اسلامی رضوی که فاصله کمی با کتابخانه مرکزی دارد، شاهد تأسیس کتابخانه هستیم. 
مسئله دیگری که در دوره قبل با آن روبرو بودیم این بود که در ایجاد و تأسیس مؤسسات فرهنگی یک نقشه استراتژیک و کلان موجود نبود و به نوعی بر اساس نیازهای روز و شرایط کشور اقدامات شکل می‌گرفت. برای مثال ورود آستان قدس به حوزه مدارس به جهت نیاز کشور در این زمینه بود. نمونه دیگر شکل‌گیری مؤسسه جوانان است که در دوره خاصی و بنا به یک نیاز مشخص و به صورت اقتضایی شکل گرفت و مبتنی بر اهداف کلان و استراتژیک شکل نگرفته است. نمونه دیگر دانشگاه امام رضا علیه‌السلام است که اساسا با هدف آموزش‌های پزشکی و سلامت راه‌اندازی شد اما به دلیل مشکلاتی که در این زمینه با وزارت بهداشت ایجاد شد این دانشگاه به سمت رشته‌های غیر پزشکی رفت. نمونه دیگر تأسیس چاپخانه در آستان قدس است که می‌توانستیم به اشکال دیگر در عرصه نشر ورود کنیم. به گونه‌ای که به تقویت بخش خصوصی و مردمی منجر شود. نه این که با تصدی‌گری رقیبی برای آن باشیم.

با توجه به حکم انتصاب تولیت آستان قدس رضوی، چه راهبردهای عملیاتی برای تحقق اهداف و سیاست‌های جدید پیشنهاد می‌کنید؟
سیدوحید موسویان: راهبرد اول مداخله هوشمند است. آستان قدس می‌تواند در فضای عموم کشور و جهان اسلام تاثیر‌گذاری کند. این اثر‌گذاری باید از طریق مداخله هوشمند شکل بگیرد. مداخله هوشمند اسم رمز فرماندهی فرهنگی جهان تشیع و اسلام است. به این معنی که آستان قدس آورده خود را وسط بیاورد و به کمک ظرفیت‌های مردمی و انقلابی فضای فرهنگی را شکل بدهد. به تعبیر دیگر آستان قدس با آوردن ظرفیت‌های خود در عرصه فرهنگ و مشارکت گرفتن از توان تخصصی مردمی و انقلابی به فرمانده جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تبدیل می‌شود. برای مثال آستان قدس می‌تواند کلیه شبکه مبلغین محرم را به مشهد دعوت کند و با کمک دیگر ظرفیت‌های مردمی و انقلابی در تولید و توزیع محتوای مناسب، تمامی تریبون‌های محرم را برای بهره‌گیری در اعزام هر چه بیشتر در پیاده‌روی اربعین مورد توجه قرار دهد. به همین ترتیب می‌توان مراکز تشیع و اعتاب مقدس، سازمان‌های اسلامی و دیگر ظرفیت‌ها را با نام امام رضا علیه‌السلام تحت یک فرماندهی جمع کرد. 
راهبرد دوم استفاده از توان تشکل های مردمی و انقلابی است. بعد از این که گفته شد در آستان نیاز به انقلاب فرهنگی با محوریت نیروی انسانی داریم، لازم است چابک‌سازی و پویاسازی فرهنگی در حوزه ساختارها و نهادها صورت بگیرد. هر چند این چابک‌سازی لزوما به معنای ادغام نیست. شاید یک روش برای چابک‌سازی این باشد که نهادهای فرهنگی موجود بیشتر شکل ستادی گرفته و کارها را به ظرفیت‌های بیرونی آستان واسپاری کنند. بنابراین واسپاری مأموریت‌ها و برنامه‌ها و استفاده از توان و ظرفیت تشکل‌های مردمی متخصص و انقلابی یکی دیگر از راهبردهای اساسی برای تحقق اهداف و سیاست‌های جدید می‌تواند باشد. برای مثال در حال حاضر آستان قدس مشغول ایاب و ذهاب و میزبانی از زائران محروم است. این کار به طور کامل می‌تواند به ظرفیت‌های مردمی که متخصص در این زمینه هستند محول شود. نمونه دیگر تولیدات هنری است که در مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس انجام می‌شود. با این رویکرد این مؤسسه باید به یک ستاد مدیریت ظرفیت‌های هنری و فرهنگی با جهت انقلاب اسلامی و رضوی تبدیل شود و از مجموعه‌ها متخصص مردمی تولیدات با کیفیت و ارزشمند بخواهد. به همین ترتیب می‌توان دیگر مأموریت‌های آستان را تحت مدیریت ستادی چابک با استفاده از توان تشکل‌های مردمی و انقلابی پیش برد. 
در نهایت باید گفت در شرایط فرهنگی امروز نیازمند هوشمندی مدیریتی هستیم. در این شرایط نگاه اداری و اقتدارگرایانه و دولتی جواب نمی‌دهد. امروز مدیریت فرهنگی صرفا با سیاست‌گذاری، پیش نمی‌رود. بلکه ما نیازمند نیروی انسانی انقلابی هستیم که بتواند این نگاه را دنبال کند. 

رمضان‌علی ایزانلو: ابزار و روش اهمیت بسیار زیادی در تحقق اثرگذاری دارد. به خصوص اگر عرصه اثرگذاری را فقط کشور تعریف نکنیم و قرار باشد در کل جهان اسلام اثرگذاری کنیم. در حال حاضر ما از روش‌ها و ابزارهای مختلفی در آستان قدس استفاده می‌کنیم. چاپ و نشر، هنر، آموزش، پژوهش و منبر از جمله این روش‌ها هستند. اما من معتقدم ابزار هنر با توجه به جنبه بین‌المللی آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اگر آستان قدس می‌خواهد تاثیرگذار باشد هیچ زبانی همچون هنر به کمک نخواهد آمد. برای مثال اگر یک اثر سینمایی را با یک کتاب مقایسه کنید خواهید دید میزان اثرگذاری و دامنه مخاطب آن تولید سینمایی به چه میزان بیشتر است. نتیجه یکی از پژوهش‌های انجام شده در آستان قدس در سال هشتاد و دو با موضوع سنجش میزان آشنایی دانش‌آموزان مقطع دبیرستانی مشهد با سیره و سنت امام رضا علیه‌السلام، نشان می‌داد بیش از هفتاد و پنج درصد، نحوه آشنایی خود را با سیره ایشان از طریق سریال ولایت عشق اعلام کرده بودند. البته در همین زمینه رویکرد تصدی‌گری و ورود مستقیم جواب نمی‌دهد بلکه باید رویکرد حمایت از آثار ارزشمند هنری را دنبال کنیم. در دوره جدید آستان قدس همین رویکرد در حال پایه‌گذاری است. افراد و گروه‌های مختلف پیشنهادات خود را در زمینه‌های مختلف فرهنگی به آستان قدس ارائه می‌دهند و آستان هم می‌تواند از این ظرفیت مردمی به نحو شایسته استفاده نماید. به طور کلی اگر بخواهیم در کشور جریان ساز باشیم باید سراغ ظرفیت‌های مردمی برویم. مسئله دیگر در اثرگذاری فرهنگی، توجه به محتوا است و من فکر می‌کنم بحث سبک زندگی اسلامی و ترویج فرهنگ دینی می‌تواند محتوای فعالیت‌های آستان قدس را تأمین نماید. به نظر من توقع و انتظار عمومی از آستان قدس رضوی ترویج فرهنگ دینی است. برای مثال انتظار اولیه از فروشگاه کتاب وابسته به آستان قدس ارائه چه عناوینی است؟ عناوین عمومی مورد انتظار است یا عناوین مرتبط با فرهنگ دینی؟ سبک زندگی اسلامی در تمامی عرصه‌های فرهنگی آستان قابل تحقق است. برای نمونه کتابخانه آستان قدس در نقاط محروم نباید صرفا محل مطالعه کتاب باشد. بلکه باید اثرگذاری و کارکرد فرهنگی اجتماعی داشته باشد. 
 
سیاست های فرهنگی ، سناریو پیشنهادی ، موسویان ، ایزانلو ، همگام ، سازمان فرهنگی ، آستان قدس رضوی 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
عبارات کلیدی:
امتیاز دهید
بیشتر بخوانید
تبادل نظر کاربران
.
 

گفتگو(بایگانی)

دسترسی سریع

اشتراک بسته تخصصی فرهنگی


* پست الکترونیک
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر

نشریه همگام.

طرح های فرهنگی.

.
وقف و نذر
.