شنبه 16 مهر 1393
ارتباط با ما : 32223096-051
Farhangi@aqr.ir

امیرالمؤمنین علیه‌السلام: همت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آنچه را به کار تو نمی‌آید پی نگیر. تصنیف غررالحکم و درر الکم/ص477

 

بازخوانی سیاست‌های آموزشی آستان قدس رضوی وبررسی مدل‌های پیشنهادی در میزگردی با حضور کارشناسان حوزه آموزش

فرهنگ در سرفصل آموزش

تحلیل، ارزیابی و بازخوانی سیاست‌های آستان قدس رضوی در حوزه آموزش و مسائل مرتبط با آن همچون امور تربیتی، کادرسازی و غیره از جمله اقدامات اساسی در طراحی مسیر پیش‌رو و ریل‌گذاری برای حرکت نهادها و ساختارهای موجود در این عرصه است. ورود آستان قدس به حوزه آموزش و پرورش، آموزش عالی و آموزش دینی نیازمند ملاحظه الزامات و بایسته‌هایی است که از ضرورت مداخله آستان در این زمینه حاصل می‌شود. این مسائل از جمله محورهای بررسی شده در میزگردی است که با حضور اساتید و کارشناسان مربوطه در دبیرخانه شورای عالی فرهنگی آستان قدس به گفت‌وگو نشستیم. 
فرهنگ در سرفصل آموزش

در محور اول به بررسی سیاست‌های کلان آستان قدس در زمینه آموزش می‌پردازیم و می‌خواهیم نظرات اساتید را در خصوص دو رویکرد عمده تصدی‌گری و جهت‌دهی و اثرگذاری در زمینه آموزش در بستر آستان قدس رضوی بدانیم.
 
سعیدی رضوانی: برای پاسخ به این سؤال باید گفت سه عنصر برای تصمیم‌گیری استراتژیک وجود دارد که شامل مأموریت، مزیت رقابتی و مخاطب می‌شود. اگر این سه عنصر را مد نظر قرار دهیم، می‌توانیم بفهمیم که نقشه ما در سیاست‌گذاری چیست. در خصوص عنصر اول که مأموریت است، من فکر می‌کنم می‌توان آن را بند چهار حکم انتصاب تولیت آستان قدس قرار دهیم و اگر این بند را در پیوند با بقیه حکم تبیین کنیم بهتر است. مثلا وقتی می‌گوییم اثرگذاری فرهنگی مرادمان اثرگذاری در سیره اهل بیت و بعد سیره رضوی باشد و مأموریت را به دو صورت نگاه کنیم یکی از زاویه نگاه مقام معظم رهبری، تولیت آستان قدس و اسناد بالا دستی و دیگری هم از منظر فلسفه تاسیس حرم مطهر چرا که این حرم موجب تسهیل زیارت زائران بوده است. بخشی از این تسهیل، تبیین زیارت با معرفت برای زائران است و این‌که بگویید اصلا زیارت چیست؟ به طور کلی ما در مقابل جهان اسلام وظیفه‌ای داریم که در همین جمله مقام معظم رهبری هم وجود دارد و آن اثرگذاری فرهنگی با تأکید بر سیره رضوی است. با این توضیح می توان گفت آستان قدس دو تکلیف دارد. یکی پذیرایی از زائرین حرم مطهر و دیگری هم ابلاغ پیام حضرت رضا -علیه‌السلام- به جهان اسلام. حالا با این نگاه برگردیم به همان سه عنصر بیان شده. ماموریت و وظیفه ما با توجه به مأموریت کلان آستان قدس که بیان شد، در فضای آموزش و پرورش رسمی روشن می‌شود. این مأموریت پرورش جوانان دنیا در فضای واقعی و فضای مجازی است. مزیت رقابتی آستان قدس وجود حرم مطهر و نام مقدس امام رضا -علیه‌السلام- است و مخاطب هم می‌شود جوانان دنیا که با نگاه خاص تر باید گفت جوانان جهان اسلام، جهان تشیع، ایران و در نهایت مشهد. حالا شما بیایید این نگاه را مقاسیه کنید با وجود چهارده مدرسه در مشهد. من معتقدم آستان قدس در شرایط فعلی وظیفه‌ای برای تصدی‌گری در مدارس ندارد. مگر با یک استدلال که گفته شود با تأسیس و تصدی‌گری مدارس اثرگذاری فرهنگی دنبال می‌شود. در این صورت به نظر می‌رسد این تصدی‌گری بلامانع است. البته من معتقدم اثرگذاری فرهنگی را نمی‌توان صرفا با تأسیس چهارده مدرسه و چند هزار دانش‌آموز محقق ساخت. برای تحقق این هدف می‌توان کارهای مختلفی انجام داد. برای مثال با توجه به مزیت نسبی آستان قدس که حرم مطهر امام رضا -علیه‌السلام- می‌توانیم بگوییم دانش‌آموزان ایران می‌توانند طی چند روز با حضور در حرم مطهر از فضای معنوی و فرهنگی حرم استفاده کند و بعد از حضور هم برای تداوم این ارتباط برنامه‌ریزی داشته باشیم. البته به نظرم تاسیس و راه‌اندازی مدارس امام رضا -علیه‌السلام- با یک فرض می‌تواند موضوعیت داشته باشد و آن شرایطی است که آستان قدس با توجه به مزیت نسبی خود که نام امام رضا -علیه‌السلام- است، با مشارکت خیرین نسبت به ساخت‌وساز این مدارس در نقاط مختلف کشور اقدام نماید و نوعی نظارت و مدیریت کلان هم نسبت به این مدارس انجام دهد و مدل تربیتی خود را در این مدارس دنبال کند. در این رویکرد دیگر به دنبال تصدی‌گری و مدرسه‌داری نیستیم بلکه با استفاده از توان و ظرفیت محلی به تکثیر چنین مدارسی که دانش‌آموزان آن به نسبت دیگران بیشتر در فراگیری و انتقال فرهنگ رضوی مشارکت خواهند داشت، پرداخته‌ایم. چنین مدارسی می‌توانند پایگاه آستان قدس رضوی در آن شهر باشند و دیگر مدارس را در زمینه ترویج معارف رضوی تحت پوشش قرار دهند.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت مدل این مدارس است. مدارس آستان قدس باید مسجد مدرسه باشد. در صدر اسلام یکی از مزیت‌های مسجد آموزش بوده است. آستان قدس می‌تواند این سؤال را مطرح کند که آیا می‌توان به مسجد مدرسه بازگشت؟ این ایده در صورت موفقیت می‌تواند برای کل کشور مدل شود.
 
محمد سهیلی: من در ادامه فرمایشات جناب سعیدی عرض کنم که اقدامات آستان قدس را چه در مورد دانشگاه و چه بنیاد فرهنگی رضوی تصدی‌گری نمیدانم. در مقدمه باید گفت مأموریت اصلی و کلان آستان ترویج فرهنگ دینی است. ما می‌توانیم آستان قدس رضوی را یک نهاد فرهنگی بدانیم که رویکرد ترویج فرهنگ دینی در آن غالب است. چند رویکرد وجود دارد که در صورت پذیرش آن، مدارس آستان قدس از تصدی‌گری صرف خارج می‌شود. رویکرد اول توجه به خروجی این مدارس است. در این جا باید توجه کنیم که چه افرادی در این مدارس قرار است تربیت شوند؟ می‌توان گفت مدیران طراز انقلاب، اساتید حوزه علمیه یا کسانی که بتوانند در قوه قضاییه خدمت کنند خروجی‌های این مدارس محسوب می‌شوند. در بحث مدل‌سازی که آقای دکتر سعیدی اشاره کردند باید گفت اگر به دنبال ارائه الگو باشیم دیگر تصدی‌گری مطرح نمی‌شود یعنی اگر بخواهیم جهت‌دهی و اثرگذاری کنیم، الگوسازی یک روش محسوب می‌شود. در این زمینه تلاش‌های خوبی صورت گرفته ولی موفقیت‌های آستان قدس محدود بوده است. مثلا رویکرد مدارس بنیاد فرهنگی رضوی بیشتر آموزش محور بوده با تأکید بر این که دانش‌آموزان این مدارس باید بتوانند از لحاظ علمی نخبه باشند. یعنی در عمل توجه به افرادی با رشد علمی و در کنار آن به عنوان یک بحث فرعی مسائل تربیتی را مد نظر قرار داده‌ایم. مثال دیگر این که در دانشگاه علوم اسلامی رضوی هدف این بود که نظام آموزشی حوزه و دانشگاه باهم تلفیق شوند که در عمل به جای تلفیق، تجمیع را دیدیم. یعنی افراد هم درس‌های دانشگاه و هم حوزه را می‌خوانند اما ما نظام آموزشی برآمده از هر دو را مشاهده نکردیم. دانشگاه امام رضا -علیه‌السلام- هم کلا رویکرد مدل‌سازی در آن برجسته نبود و با هدف تأمین نیازهای آستان قدس تأسیس شده بود و رویکرد دیگری در آن مطرح بود. بحث دوم، رویکرد فرهنگی آستان قدس است که وقتی ما وارد عرصه فرهنگ می‌شویم، نمی‌توانیم عملکرد تک‌محوره داشته باشیم. به این معنی که وقتی آستان قدس ترویج فرهنگ دینی را مبنا قرار می‌دهد ناگزیر است در عرصه آموزش، تبلیغ، رسانه و حتی تربیت‌بدنی و هنر دینی هم وارد شود. کار فرهنگی چند جانبه است و آستان برای تحقق همه اهداف ترویجی خود باید به ایجاد مراکز مختلف در عرصه‌های بیان شده و از جمله مراکز آموزشی توجه نماید. با این مبنا باید تعاملی میان مراکز و نهادهای وابسته به عرصه ها مختلف آموزشی، تبلیغی، رسانه ای و غیره شکل می‌گرفت. این تعامل می‌توانست هم‌افزایی قابل توجهی ایجاد نماید که متأسفانه شکل نگرفت. چون رویکرد هم‌افزایی و رویکرد متمرکز فرهنگی در این مؤسسات نداشتیم، عملا چیزی مانند جزایر پراکنده شاهد بودیم. در این زمینه باید  سه نکته را از یکدیگر تفکیک کنیم. یکی اسناد حاکم در این مراکز آموزشی است. مانند اساس‌نامه‌های دانشگاه‌ها و بنیاد فرهنگی. مسئله دوم که بسیار مهم است، انتظارات مدیران ارشد از این مراکز است. بحث سوم بعد از اسناد و انتظارات، عملکرد واقعی است. به نظر می‌رسد در خصوص مراکز آموزشی آستان قدس، آنچه در عمل شکل گرفت هیچ یک از دو محور اسناد و انتظارات نبود. اساس‌نامه نقش تشریفاتی داشت و نه یک نقش تعیین کننده. در واقع مدیران مسیری را انتخاب می‌کردند که البته انتظارات سازمان را هم مد نظر داشتند ولی به طور کلی رویکرد سوم یعنی عملکرد واقعی با اسناد و انتظارات مدیران ارشد، متفاوت بود. لذا زمانی که می‌خواهیم در این زمینه به عنوان یک ناظر بیرونی صحبت کنیم و آن چه که هست را با آن چه باید باشد مقایسه می‌کنیم، اختلافات اساسی را مشاهده می‌کنیم.
 
امین بابادی: من برای پاسخ به سؤال اصلی که انتخاب سیاست مناسب از میان تصدی‌گری و اثرگذاری در فضای آموزش است لازم می‌دانم ابتدا به بررسی فلسفه تأسیس نهادهای آموزشی در آستان قدس بپردازم تا برای آینده بتوان پیشنهاد ارائه داد. ببینید شکل‌گیری آموزش چه از نوع عمومی که مدارس است  و چه آموزش عالی که دانشگاه باشد، بر اساس نیازهای زمان بود. یعنی در برهه‌ای از زمان به دلیل رشد جمعیت و کمبود مدارس  و دانشگاه‌ها که در کشور حاکم بوده است آستان قدس به کمک آمد که باری را از دوش نظام بردارد. این فلسفه وجودی اولیه برای تأسیس نهادهای آموزشی در آستان قدس است. به هر حال کشور پیشرفت کرد و جمعیت کنترل شد و در حال حاضر در شرایطی هستیم که هم در مدارس وهم در دانشگاه‌ها صندلی خالی داریم. حال باید ببینیم در شرایط فعلی مأموریت آستان قدس در زمینه آموزش چیست؟ آیا الان هم باید همان مأموریت را دنبال کرد یا نیاز داریم مأموریت‌ها را بازتعریف کنیم؟ در گذشته طبق صحبت‌هایی که در شورای عالی فرهنگی و از سوی تولیت فقید مطرح می‌شد، تاکید بر تربیت اعتقادی  و اخلاقی و سیاسی بود و به طور کلی هدف نهادهای آموزشی، تربیت تعیین شده بود. در حال حاضر باید بگوییم مأموریت آستان قدس در آینده چگونه می‌تواند باشد؟ یک رویکرد که از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده است بحث تمدن‌سازی اسلامی است. در این رویکرد آستان باید به سمت تمدن‌سازی حرکت کند. رویکرد دیگر که در گذشته از سوی مدیران ارشد آستان قدس مورد تاکید قرار می‌گرفت، تربیت دینی بود. با همین رویکرد در اداره مدارس نگاه درآمدزایی و انتفاع مالی حاکم نبوده است. رویکرد دیگر همان گونه که در صحبت‌های دکتر سعیدی رضوانی مطرح شد، این است که آموزش و پرورش در آستان قدس باید در راستای مأموریت‌های این مجموعه همچون خدمت به زائر و زیارت تعریف شود. هر کدام از این رویکردها، مدل مخصوص به خود را می‌طلبد. اگر با نگاه آسیب‌شناسی در حوزه آموزش به بررسی اقدامات صورت گرفته در آستان بپردازیم می توان به چند مورد اشاره کرد. برای نمونه در اساسنامه دانشگاه امام رضا(ع) هدف خاصی تعیین نشده و فراز و فرودهایی که در خصوص عملکرد دانشگاه امام رضا -علیه‌السلام- مشاهده می‌شود، به سلیقه مدیریت دانشگاه، برمی‌گردد و آن بخش از سیاست‌ها و اهدافی که برای این دانشگاه تبیین شده بود تبدیل به سیاست‌ها و اهداف عملیات نشده است. در دیگر نهادهای آموزشی هم باید گفت برخی از اهداف تصریح شده محقق نشده است. شاید این اشکال از این جهت بوجود آمده که اساس‌نامه‌ها نقش چندانی در عملکرد مدیران نداشته و اداره این مراکز بیشتر بر اساس سلیقه و ذائقه مدیران شکل گرفته است. 

الزامات و بایسته های فعالیت آموزشی و تربیتی در آستان قدس رضوی را چه مواردی می دانید؟

سعیدی رضوانی: قبل از پرداختن به بایسته‌های مراکز آموزشی آستان قدس نکته مهمی در ادامه بحث اول لازم است بیان شود. تا کنون حداقل چهار رویکرد در حوزه آموزش و پرورش در آستان مطرح بوده است. رویکرد اول کمک به آموزش و پرورش بوده است. برای مثال آقای دکتر حداد عادل به آستان توصیه می‌کردند که لازم است به حوزه آموزش و یا انتشارات ورود شود و خدمات عمومی به مردم ارائه شود. رویکرد دوم توجه به اقشار خاکستری بوده به این معنی که اگر فرزندان این خانواده‌ها در مدارس امام رضا -علیه‌السلام- تحصیل کنند، این اقشار هم به سمت اهداف و آرمان‌های ترسیم شده جذب می‌شوند. رویکرد سوم پیگیری کادرسازی در مدارس بوده است. به این معنا که در مدارس ما نخبگان و مدیران آینده جذب شوند و پرورش پیدا کنند. رویکرد چهارم به دنبال نخبه پروری علمی بوده است. من هم مثل دکتر سهیلی معتقدم ابتدا باید رویکردمان را از میان موارد مختلف، معلوم کنیم و بعد به بررسی تصدی‌گری بپردازیم. اما چیزی که تاکنون از بنیاد فرهنگی رضوی دیده شده تصدی‌گری مدارس موجود بوده است. از جمله آسیب‌های این تصدی‌گری این است که عوامل بنیاد فرهنگی به دلیل حجم کار اجرایی مدارس خود، دیگر به تاثیرگذاری در مدارس کشور و نظام آموزشی فکر نمی‌کنند. اگر بتوانند در عمل برای نظام آموزشی کشور نیر برنامه داشته باشند، تصدی‌گری در مدرسه مشکلی نخواهد داشت. با این حال معتقدم تنها چیزی که تصدی‌گری را توجیه می‌کند این است که ما مدرسه‌ای خاص و خروجی خاصی داشته باشیم. 
 
محمد سهیلی: اگر بخواهیم سیاست‌گذاری آستان قدس را به لحاظ کیفی و محتوایی و نه مدیریتی و اجرایی بررسی کنیم نسبت آموزش و پرورش بسیار محوری است. در این تحلیل اگر آموزش و پروش را دو فرآیند بدانیم، باید گفت اصولا مراکز آموزشی یا آموزش را ذیل پرورش و تربیت معنا می‌کنند و یا پرورش را ذیل آموزش معنا می‌کنند. اما آستان قدس می تواند رویکردی جامع داشته باشد. سه نکته به عنوان بایسته های آموزش در آستان قدس وجود دارد که صرفا تئوری نیست و عملی و راهبردی محسوب می‌شود و می‌تواند به سیاست‌گذاری منجر شود. نکته اول که بحث بسیار مهم و اساسی محسوب می‌شود و از جمله بایسته‌های فعالیت‌های آموزشی در آستان قدس محسوب می‌شود، فرآیند جامعه‌پذیری است. به این معنا که در گذشته مدارس و مراکز آموزشی یک رسالت جامعه‌پذیری بر عهده داشتند که در طول زمان با توجه به عوامل مختلفی چون رسانه‌ها و غیره این فرآیند مختل شده و ما نتوانستیم این فرآیند را بازسازی کنیم و عملا مدارس ما نقش جامعه‌پذیری خود را از دست داده‌اند. نکته دوم که آن هم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، رشد هماهنگ ابعاد وجودی انسان است. به این معنا که ما معتقدیم هر کاری که در زمینه فعالیت‌های فرهنگی در آستان قدس صورت می‌گیرد و به طور خاص فعالیت‌هایی که مخاطب آن انسان است، رشد هماهنگ ابعاد وجودی انسان باید درآن وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد در این محور هم سابقا دچار آسیب بوده‌ایم و نه تنها رشد هماهنگ که اساسا رشد ابعاد وجودی هم مطرح نبوده است. نکته سوم برخلاف دو محور سابق که برای عموم مدارس و نظام آموزشی قابل طرح است، مخصوص مراکز آموزشی در آستان قدس رضوی است و آن پیوند پیوند نهاد دین و نهاد آموزش است. مراکز اموزشی آستان قدس پیونددهنده دین و آموزش است که رسالت آن‌ها را بسیار مشکل تر می‌سازد. یعنی ما باید بتوانیم به رویکردی عملیاتی بین نهاد دین و آموزش در مراکز آموزشی آستان دست یابیم. با این توضیح می‌توان گفت سه خروجی محوری در مراکز آموزشی آستان قدس وجود دارد که می‌تواند به عنوان سیاست‌گذاری در خروجی مراکز آموزشی تلقی شود. خروجی اول انسان‌سازی است و ما باید بگوییم فرآیند انسان‌سازی و تربیت انسان طراز مکتب در چه مراکز آموزشی آستان شکل می‌گیرد. خروجی دوم بحث کادر‌سازی است که در آن باید بگوییم درصد مشخصی از مدیران آینده حوزه فرهنگی و آموزشی تربیت یافتگان مراکز آموزشی آستان قدس خواهند بود. خروجی سوم هم جریان‌سازی است. در دو مورد قبل خروجی را از منظر فردی تحلیل کردیم و در این محور خروجی را به لحاظ اجتماعی بررسی می‌کنیم. جریان‌سازی فرهنگی یکی از مباحث مهم و پیچیده است و یکی از ابزارهایی که در این راستا وجود دارد مراکز آموزشی است. در این خصوص  هدف ما جریا‌ن‌سازی رسانه‌ای و کوتاه مدت نیست، بلکه یک جریان‌سازی پایدار را عرض می‌کنم که مراکز آموزشی می‌توانند در آن برای خود رسالتی پایدار در نظر گیرند. این سه مورد را موارد مهمی می‌دانم که می‌توان بر اساس آن شاخص‌گذاری کرد و وارد ابعاد و جزئیاتش شویم.
 
 امین بابادی: به نظرم پرداختن به بحث تصدی‌گری از این جهت که در ذهن عموم جامعه سؤالاتی درباره آن وجود دارد، مهم است. آستان قدس باید به تبین روشنی در این زمینه برسد. در همین زمینه باید گفت چه هدف آستان قدس کمک به نظام باشد و چه مأموریت خاصی داشته باشد مثل تمدن‌سازی، خدمت به زائر و یا انتصاب این دستگاه به امام رضا -علیه‌السلام- که عالم آل محمد -صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم- است، من فکر می‌کنم تصدی‌گری برای آن قابل توجیه است. اما درباره کیفیت این تصدی‌گری به نظر می‌رسد با توجه به منابع محدود آستان که از وقف و نذر حاصل می‌شود، باید رایگان، محدود و گزینش شده عمل کرد. به این معنی که بهترین ورودی را جذب کند، بهترین فرآیند آموزشی را تعریف کند و رایگان خدمات خود را ارئه دهد.
 
به عنوان محور آخر مشخصا در خصوص آموزش عالی، چه پیشنهاداتی در سیاست گذاری و رویکردهای عملیاتی ارائه می فرمایید؟
محمد سهیلی: در خصوص آموزش عالی برخی از بایسته‌های بیان شده همچون جامعه‌پذیری، صدق می‌کند. اما به طور خاص می‌توان گفت تعیین رویکرد مشخص از جمله بایسته‌های این مراکز است. برای مثال می‌توان گفت بازتولید علوم انسانی اسلامی و ایرانی و یا تبیین فرهنگ دینی با محوریت فرهنگ رضوی باید از جمله رویکردهای ضروری در مراکز آموزش عالی آستان قدس باشد. انتخاب رویکرد محوری مشابه آن چه بیان شد، برای هر یک از مراکز آموزش عالی آستان قدس، علاوه بر ایجاد یک مزیت راهبردی برای این مراکز موجب می‌شود نقش آن‌ها نیز در جامعه تبیین و روشن شود. شما فرض کنید در یکی از عرصه‌های اساسی، یکی  از دانشگاه‌های ما حرف اول را در کشور و یا جهان اسلام بزند. گر چه مخاطبان این سخن محدود خواهند بود، اما سبب می‌شود هرکس بخواهد به این امر وارد شود، آن مرکز برایش اولویت اول باشد. نیازی نیست در همه ابعاد سرآمد باشیم، بلکه در ابعاد گزینشی خودمان باید سرامد شویم.  بحث دیگر در زمینه آموزش عالی در آستان قدس، ارتقای کیفیت است. برای مثال شاید لازم باشد بررسی کنیم افرادی که وارد این مؤسسات شده‌اند، چه رتبه‌ای در کنکور کارشناسی، ارشد یا دکتری داشتند. 
 
امین بابادی: از جمله سیاست‌های گذشته آستان قدس در زمینه آموزش عالی رشد کمی و کیفی علمی بوده و مسائل مالی مد نظر قرار نداشته است. در آستان قدس دو مرکز دانشگاهی داریم. یکی دانشگاه علوم اسلامی رضوی که ماهیت حوزوی داشته و قدمتی چهارصد ساله دارد و از تجمیع دو مدرسه علمیه خیرات خان و میرزا جعفر تشکیل شده است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی تولیت فقید دستور بازسازی این مدارس را که در دوره طاغوت تخریب شده بودند، صادر کردند. دیگری هم دانشگاه امام رضا -علیه‌السلام- است که قرار بود مرکز جامع آموزشی با  بالاترین سطح علمی و در عین حال با رویکردی اسلامی باشد. البته در ابتدا قرار بود این مرکز، دانشگاه علوم پزشکی باشد ولی به دلایل عدم صدور مجوز از سوی وزارت بهداشت عملا نتوانست رشته‌های پزشکی را دایر کند. التبه افق دید اولیه با آن چه در حال حاضر وجود دارد فاصله دارد و امروز صندلی خالی هم در این دانشگاه داریم. دانشگاه امام رضا -علیه‌السلام- در سال‌های گذشته سیاست مدونی نداشته و با قبض و بست‌های فراوانی همراه بوده است. تا حدی می‌توان گفت این مرکز بنا به سلیقه و توان مدیران آن اداره شده است. بر این اساس لازم است در خصوص اهداف، سیاست‌ها و مأموریت‌های این دانشگاه بازنگری شود. این اهداف و مأموریت‌ها می‌تواند در راستای بازتولید علوم انسانی و یا تأمین نیروی انسانی متخصص برای مجموعه آستان قدس در مواردی چون کتابداری، تبلیغ، چاپ و غیره باشد. به عنوان یک رویکرد تحولی می‌توان این دو دانشگاه و بنیاد پژوهش‌ها را در قالب یک دانشگاه جامع ادغام کرد. دانشگاهی که بنیاد پژوهش‌ها در آن به شکل پژوهشکده‌هایی ذیل گروه‌های آموزشی درآمده و با جذب گزینشی و کنترل شده و ارائه خدمات رایگان بتواند خدمات اثربخش ارائه نماید. 
 
سعیدی رضوانی: به نظر می‌رسد بهتر است مراکز آموزشی آستان قدس به تولید علوم انسانی اسلامی بپردازد و بخش پژوهش به کمک آموزش متعارف بیاید. اگر در شرایط فعلی با این سؤال روبرو شویم که از میان مراکز آموزشی آستان قدس کدام یک در راستای مأموریت‌های این سازمان تعریف می‌شود، باید گفت دانشگاه علوم اسلامی رضوی در این راستا است و نه دانشگاه امام رضا -علیه‌السلام. التبه اگر در این دانشگاه در زمینه رشته تخصصی و مورد نیاز آستان قدس کار می‌شد، اتفاق قابل توجهی بود ولی گویا در این زمینه چندان موفق نبوده است. شاید علت این بوده که بدنه پژوهشی لازم وجود نداشته است. در نهایت می‌توان پیشنهاد  کرد پژوهشی جامع انجام شود که چگونه حرم امام رضا -علیه‌السلام- در خدمت تربیت دانش‌اموزآن ایران و جهان می‌تواند قرار گیرد. 
 
فرهنگ آموزش ، مدل‌های پیشنهادی ، سیاست‌های آموزشی ، بابادی ، سعیدی ، سهیلی ، نشریه همگام ، سازمان فرهنگی ، آستان قدس رضوی 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
عبارات کلیدی:
امتیاز دهید
بیشتر بخوانید
تبادل نظر کاربران
.

دسترسی سریع

  • معاونت تبلیغات آستان قدس رضوی
  • پایگاه خبری تحلیلی قدس آنلاین
  • آُستان مبارک حضرت حسین ابن موسی الکاظم - طبس میقات الرضا
  • رضوی تی وی TV
  • کتابخانه و موزه ملی ملک

اشتراک بسته تخصصی فرهنگی


پست الکترونیک
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر

نشریه همگام.

موسسات فرهنگی.

.
معاونت تبلیغات آستان قدس رضوی
پایگاه خبری تحلیلی قدس آنلاین
آُستان مبارک حضرت حسین ابن موسی الکاظم - طبس میقات الرضا
رضوی تی وی TV
کتابخانه و موزه ملی ملک
پایگاه اطلاع رسانی جوان
کتابخانه ها و موزه ها و مرکز اسناد استان قدس
چاپ و انتشارات آُتان قدس رضوی
بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس
بنیاد فرهنگی آستان قدس
تربیت بدنی آستان قدس رضوی
دانشگاه علوم اسلامی رضوی
دانشگاه بین المللی امام رضا
به نشر
موسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی
.